باما خندیدنــ رو یاد بگــیر

یه

یه روزبا یکی ازبچه ها رفتیم کافی شاپ منو menu رو برداشت.بعدکلی مکث رفیق ما سرشو آوردبالا،و با یه حالت خاصی گفت :3 تا بام دریت جدید بیارید.
بعداز اینکه گارسونه کل میز رو گازگرفت گفت اون بام دریت جدید نیست،با مدیریت جدیده،خودتون حالت دوستمو تصور کنید..

[ دوشنبه 31 شهریور 1393 ] [ 12:26 ب.ظ ] [ .:.::FaRiD_RZ::.:. ]

[ comment() ]

عایا !؟

عایا از ندیدن فامیل و اقوام و دوســتان خود رنج می بریـد ؟

کافیه یه بار با دوست دختر/پسر خودتون برین بیرون همرو میـبـیـنـیـنـا همــــــــرو

من به شخصه خدا بیامرز پدر بزرگمم دیدم


[ دوشنبه 31 شهریور 1393 ] [ 12:21 ب.ظ ] [ .:.::FaRiD_RZ::.:. ]

[ comment() ]

دوستم

با دوستم رفتیم بیرون
میبینم تو صندوق عقب ماشینش
ی تیشرت قرمز و ی پیراهن آبی داره 
میگم اینا چیه؟؟ @_@
میگه دوست دختر نداری که بدونی
یکیشون استقلالی باشه و
اون یکی پرسپولیسی یعنی چی :-$
من ^_^
بازم من :)))))

[ دوشنبه 31 شهریور 1393 ] [ 12:13 ب.ظ ] [ .:.::FaRiD_RZ::.:. ]

[ comment() ]

حدی از بی حوصلگی

به حدی از بی حوصلگی رسیدم که میشینم برنامه های شبکه چهارو میبینم
-_-

[ دوشنبه 31 شهریور 1393 ] [ 12:08 ب.ظ ] [ .:.::FaRiD_RZ::.:. ]

[ comment() ]

بـــــایــــد

بـــــایــــد یــــه ســـیســتمـــی تــــعـــبــیــه کـــنن...

وقـــتـــی یـــه عـــکــسی رو تــــوگــــوشـــیت مـــیدیــ...یــکــی بــبــینــه!

اگـــــه زد ســـمــت راســـت یـــاچـــپ...

کــــه عـــــکــسای بــــعـــدی رو بــبــینه

بــــرق فــــشار قــــوی بگـــیرتش والـــــا...




[ دوشنبه 31 شهریور 1393 ] [ 12:04 ب.ظ ] [ .:.::FaRiD_RZ::.:. ]

[ comment() ]

دخترا

به بعضی از دخترایی که میان مهمونی خونمون خودشونو عین چی میگیرنم باس گفت:
.
.
.
.
.
.
.
اونجایی که شما نشستی خودتو میگیری ما عین چی رو همونجا گوزیدیم!!!بععععله!

[ دوشنبه 31 شهریور 1393 ] [ 12:01 ب.ظ ] [ .:.::FaRiD_RZ::.:. ]

[ comment() ]

چیز

+ چیزمو ول کن !
- خودت چیزمو ول کن !
+ چیز خودمه !
- نخیرم ، چیز خودمه !
“کشمکش دو بچه موش سوسول تازه خارج از کشور رفته بر سر یه تیکه پنیــــــر !”


[ دوشنبه 31 شهریور 1393 ] [ 12:34 ق.ظ ] [ ata mohammadi ]

[ comment() ]

مورد داشتیم

مورد داشتیم طرف به خاطر عشقش میخواسته خودکشی کنه اما اون یکی مخاطب خاصش نزاشته !




[ دوشنبه 31 شهریور 1393 ] [ 12:31 ق.ظ ] [ ata mohammadi ]

[ comment() ]

ولی حیف که نشد

داشتیم وسایل انباری رو مرتب می کردیم، مامانم یه مداد رنگی ۲۴ رنگِ قاب فلزی از تو یه کارتن در آورد.
زد زیر خنده گفت: می دونی چیه؟
گفتم: نه!
گفت: این رو خریده بودم هر وقت معدلت ۲۰ شد، بهت بدم، ولی حیف که نشد.


[ دوشنبه 31 شهریور 1393 ] [ 12:27 ق.ظ ] [ ata mohammadi ]

[ comment() ]

آبادانیه

آبادانیه میره تو یه کتابفروشی .... میگه : وولک پوستر مو رو داری ؟ ........... کتابفروش میگه : نه ........ آبادانیه می گه : وی ی ی تو هم تموم کردی ؟!!!




[ یکشنبه 30 شهریور 1393 ] [ 10:58 ق.ظ ] [ .:.::FaRiD_RZ::.:. ]

[ comment() ]

ترکه

ترکه میره کتابخونه کتابش رو پس میده... خانم کتابدار میگه: خوب کتابش جالب بود؟ میگه والا شخصیت زیاد داشت، داستان خاصی هم نداشت... کتابداره میگه: ای وای پس این شما بودین دفترچه تلفن منو برده بودین؟

[ یکشنبه 30 شهریور 1393 ] [ 10:56 ق.ظ ] [ .:.::FaRiD_RZ::.:. ]

[ comment() ]

ترکه

ترکه رو می برن دادگاه بهش میگن چرا زنت رو کشتی، اونم شب دوم عروسیت؟
میگه آخه باکره نبود.. میگن خوب همون شب اول می کشتیش، میگه آخه اون شب
بود..!!

[ یکشنبه 30 شهریور 1393 ] [ 10:56 ق.ظ ] [ .:.::FaRiD_RZ::.:. ]

[ comment() ]

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic